MHC:      major  histocompatibility      complex    

در دهه 1920 و 30 تلاشهاي زیادی برای انتقال عضو از فردی به فرد دیگر انجام گرفت، اما همه آنها به شکست انجامید. تا آن که لنداشتاینر در مراسم دریافت جایزه نوبل 1930 بیان داشت که شاید، سازوکارهای دفع عضو پیوندی مشابه انتقال خون ناسازگار و مربوط به سیستم ایمنی باشد. همین پیشنهاد بود که باعث شد گورر به گروهی از آنتی ژن های سطح سلولی در موش دست یابد که تشابه آنها در دهنده و گیرنده عضو به طور محسوسی باعث بقای عضو پیوندی می شد. به همین دلیل این مولکولها را آنتی ژن های سازگار بافتی MHC نام نهادند با آنکه نقش مولکولهای MHC در رد پیوند ایمونولوژیک، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده بود اما اهمیت آنها در کنترل پاسخهای ایمنی پس از 20 سال از کشف این ژنها مشخص شد. در دهه 1960 بناسراف و مک دویت و همکارانشان مشخص کردند که پاسخگویی ایمونولوژیک به هر آنتی ژن معین تحت کنترل ژنتیکی به طور اتوزومال غالب است و ژنهای آن در ناحیه MHC قرار دارند. آنها این ژنها را ژنهای پاسخ ایمنی (Ir) نام نهادند. بعدها مشخص شد که ژنهای Ir همان ژنهای MHC هستند. امام فعالیت اصلی و نقش مرکزی ژنهای MHC در پاسخهای ایمنی زمانی روشنتر شد که دانشمندان دریافتند لنفوسیتهای T یاور، نمی توانند آنتی ژن ها را در حالت آزاد یا محلول شناسایی کنند، بلکه فقط بخشهایی  ازآنتی ژنهای پروتئینی را شناسایی
می کنند که به طور غیر کوالان به فرآورده های ژن MHC متصل شده باشند، بنابراین مولکولهای MHC نه تنها به طور انتخابی شاخصهای آنتی ژنی را به لنفوسیتT عرضه می کنند، بلکه بخشی از مجموعه ای که باید به طور اختصاصی مورد شناسایی لنفوسیت T قرار گیرد می باشند. یعنی همه پاسخهای لنفوسیت T محدود به خود نیز می باشند. با نگاهی گذرا به انواع عوامل آسیب زای میکروبی متوجه
می شویم که آنها یا انگل خارج سلولی یا داخل سلولی هستند. یعنی گروهی از میکروبها با استفاده از مواد موجود در مایعات بدن حیات خویش را تضمین می کنند و گروهی خود را به زندگی در داخل سلولها تطابق داده اند. بنابراین مقابله با آثار زیانبار آنها برای بدن نیز متفاوت خواهد بود و برای شناسایی آنها باید تمهیدات متفاوتی را به کار گرفت. سیستم ایمنی برای این منظور دو مسیر متفاوت آماده سازی آنتی ژن را ایجاد کرده است که احتیاج به انواع متفاوت مولکولهای MHC برای همراهی نیز دارد. به همین دلیل در جایگاه ژنی متفاوت یا گروه مختلف از مولکولهای MHC در بدن ایجاد شده است که آنها را در دوگروه مولکوهای سازگاری بافتی اصلی کلاس یک و دو (MHC I,II) طبقه بندی کرده اند.

اصول کلی وظایف فیزیولوژیک مولکوهای MHC

1- بروز پاسخ ایمنی در برابر هر آنتی ژن معین را مولکولهای MHC که به طور انتخابی به آن متصل شده و به لنفوسیت T عرضه می کنند، تعیین می نمایند. از آنجا که ژنهای MHC از پلی مرفیسم بسیار زیادی برخوردارند، آللهای زیادی در جمعیت وجود دارند که از نظر توانایی اتصال به آنتی ژن های مختلف فوق دارند. اما هر فرد فقط قادر است دو آلل از هر مولکول را داشته باشد. بنابراین اگر فردی مولکول اللیک مورد نیاز برای اتصال به نوعی آنتی ژن مشخص را نداشته باشد، لنفوسیتهای T به آن پاسخ نخواهند داد و اصطلاحاً می گویند فرد بی پاسخ است، بدیهی است که اگر این نوع آنتی ژن، عامل عفونی خطرناکی باشد، فرد به دلیل بی پاسخی از بین خواهد رفت. به همین دلیل است که می گویند مجموعه MHC در خدمت بقای گونه است نه فرد.

2- چون مولکولهای مجموعه اصلی سازگاری بافتی MHC مولکولهای غشایی هستند و ترشح
نمی شوند، لنفوسیتهای T فقط آنتی ژن های بیگانه ای را شناسایی خواهند کرد که در سطح سلول عرضه کننده آنتی ژن به MHC خودی متصل باشند. این پدیده فعال شدن سلول T را محدود می کند زیرا سلولهای T به طور موثر با سلولهایی واکنش می دهند که آنتی ژن های بیگانه را پیوند به MHC خود داشته باشند و نمی توانند با آنتی ژن های محصول واکنش دهند. شناسایی آنتی ژن در سطح سلول سبب می شود که فعالیتهای عملیاتی لنفوسیتهای T فعال شده در محل عرضه آنتی ژن متمرکز شود.

3- اتصال آنتی ژن با مولکولهای MHC کلاس یا دو ، نوعی از سلول را که به آنتی ژن پاسخ خواهد داد تعیین می کند. قطعات پپتیدی که از پروتئینهای خارج سلولی به وجود می آیند در مسیر برون زای پردازش آنتی ژن، آماده سازی و همراه MHC کلاس دو عرضه می شوند و لنفوسیتهای T یا در (CD4+) آنها را شناسایی می کنند. اما پپتیدهای با منشا داخلی (سرطانی، ویروسی و ...) از مسیر دورن زا آماده سازی می شوند و در سیتوزول عموماً به مولکولهای MHC کلاس یک می پیوندند که لنفوسیتهای T سلول کش (CD8+) آنها را شناسایی خواهند کرد. بنابراین مولکول MHC سرنوشت پاسخ ایمنی و جمعیتهای پاسخ دهنده لنفوسیت T را تعیین خواهند کرد.

4- لنفوسیتهای T بالغ در هر فرد آنتی ژن های بیگانه را شناسایی می کنند و به آنها پاسخ می دهند، اما به پروتئینهای خودی پاسخ نمی دهند. سلولهای شناسایی کننده آنتی ژن های خودی با روند گزینش منفی در تیموس حذف می شوند و گنجینة لنفوسیتهای T شناسایی کننده آنتی ژن های بیگانه طی روند گزینش مثبت در تیموس گسترش می یابند مهمترین مولکول در گزینش منفی و مثبت در تیموس نیز مولکولهای MHC هستند بنابراین مولکولهای MHC با دخالت در این کار باعث شکل گیری مهمترین ویژگی سیستم ایمنی یعنی شناخت خود از غیر می شوند و تضمین کننده ایجاد گنجینه لنفوسیتهای T بالغ برای آنتی ژن های بیگانه و جلوگیری از بروز بیماریهای خود ایمنی می باشند.

5- جایگاه ژنی MHC بزرگترین مجموعه ژنی انسان است و گمان می رود که فعالیتهای دیگری چون اثر بر رشد و کنترل بعضی از فعالیتهای رفتاری فرد نیز داشته باشد. امروزه تا حدی مشخص شده که بعضی از فعالیتهای پستانداران از قبیل جفت یابی و تعیین قلمرو نیز تحت تاثیر مولکولهای MHC هستند. پژوهشهای ژنتیکی رد پیوندهای بافتی در موشهای نژاد خالص و کانژنتیک نشان داد که فرآورده های ژنهای MHC به صورت هم غالب بروز می کنند یعنی اللهای روی هر دو کروموزم همسان کد می شوند. مولکولهای MHC در هرگونه مهره داران نامگذاری خاصی دارد، این سیستم در پرندگان سیستم B در موش H-2 در گاو BOLA و در ا نسان HLA نام دارد