«علوم زيستي » فصل سوم

فصل 3 – ساختار شيميايي

  مواد موجود در بدن موجودات زنده به دو گروه مواد معدني و مواد آلي تقسيم مي شوند. مواد معدني مهم بدن موجودات زنده عبارتند از آب، اکسيژن، دي اکسيد کربن، کلريدها، کربناتها، فسفاتها و ... مواد آلي موادي هستند که معمولاً به وسيله موجودات زنده ساخته مي شود. ترکيبات آلي گوناگوني در بدن موجودات زنده يافت مي شود که مي توان آنها را در چهارگروه مهم جاي داد. اين چهارگروه عبارتند از هيدرات هاي کربن، ليپيدها، پروتئين ها و اسيدهاي نوکلئيک.

 

  هيدرات هاي کربن

در ساختار هيدرات هاي کربن، هيدروژن ، اکسيژن و کربن به کار مي رود. نشاسته، قند و شکر و پنبه از هيدرات هاي کربن هستند. هيدراتهاي کربن را در سه گروه اصلي جاي مي دهند. مونو ساکاريدها مانند گلوکز، دي ساکاريدها مانند ساکارز و پلي ساکاريدها مانند سلولز.

 

  ليپيدها

ليپيدها نيز مانند هيدرات هاي کربن از هيدروژن ، اکسيژن و کربن تشکيل شده اند. روغن ها و چربي ها همگي ليپيد هستند. ليپيدها در آب حل نمي شوند. يکي از معروفترين ليپيدها تري گليسيريد است که از سه مولکول اسيد چرب و يک مولکول گليسرول تشکيل شده است. ليپيدها بخش مهمي از غشاي سلولي را مي سازند و علاوه بر آن براي توليد انرژي در سلول مصرف مي شوند. 

 

  پروتئين ها

پروتئين ها علاوه بر هيدروژن ، اکسيژن و کربن در ساختار خود نيتروژن و گاهي گوگرد نيز دارند. واحد تشکيل دهنده پروتئين ها ، اسيدهاي آمينه هستند. پروتئين ها نقش عمده اي در بدن دارند مثلاً پروتئيني به نام هموگلوبين در خون، مسؤول انتقال گازهاي تنفسي است. بعضي پروتئين ها نقش آنزيمي دارند. 

 

  آنزيم ها

آنزيم ها ترکيب هاي پروتئيني هستند که به انجام واکنش هاي شيميايي سرعت مي بخشند، اما خود در اين واکنش مصرف نمي شوند و تغيير نمي يابند. براي بيشتر واکنش هايي که در سلول انجام مي شود، حداقل وجود يک آنزيم ضروري است.

«علوم زيستي » فصل دوم

فصل دوم – ساختار سلولي

 

نظريه ي سلولي
نظريه سلولي در شکل امروزي آن به صورت زير است:
1 – پيکر همه موجودات زنده از سلول ساخته شده است.
2 – سلول کوچکترين واحد سازنده پيکر موجودات زنده است و واکنش هاي شيميايي اساسي درون آن انجام مي شود.
3 – هر سلول از تقسيم سلول هاي ديگر به وجود آمده است.

 

  ساختار سلول

هر سلول از سه بخش اساسي تشکيل شده است: غشا، سيتوپلاسم و هسته. غشا پرده اي نرم است که پيرامون سلول را مي پوشاند. سيتوپلاسم ماده اي است که فضاي درون سلول را پر مي کند و در آن اجزايي به نام اندامک وجود دارد. هسته در ميان سيتوپلاسم قرار گرفته است و نقش اساسي و اصلي را در زندگي سلول برعهده دارد. 

 

  غشاي پلاسمايي و ديواره سلول

غشاي پلاسمايي پرده اي است که اطراف سلول را فراگرفته است. اين پرده از ورود مواد ناخواسته به درون سلول جلوگيري مي کند و مواد لازم مانند آب، اکسيژن و مواد غذايي را به درون سلول راه مي دهد. به عبارت ديگر غشاي پلاسمايي خاصيت نفوذ پذيري انتخابي دارد، همچنين غشا مي تواند بعضي مواد محيط پيرامون سلول را شناسايي کند. سلول هاي گياهي، باکتري ها و قارچ ها ديواره ضخيم و محکمي در روي غشاي پلاسمايي خود دارند که ديواره سلولي ناميده مي شود. سلول هاي جانوري ديواره ندارند و به همين دليل بسياري از بخش هاي گياهان محکمتر از بخشهاي درون بدن جانوران است. ديواره سلولي خاصيت نفوذپذيري انتخابي ندارد اما موادي که در ديواره سلولي وجود دارد از حمله ميکرب هاي بيماري زا به سلول جلوگيري مي کنند. 

 

  سيتوپلاسم و اندامک هاي درون آن

سيتوپلاسم بخشي از سلول است که ترکيب اصلي آن آب و پروتئين هاي محلول در آب اند. بسياري از واکنش هاي شيميايي زيستي در اين ماده، يا درون اندامک هاي آن صورت مي گيرند. مهم ترين اجزاي سيتوپلاسمي عبارت اند از: 

 

  ريبوزوم ها:

ريبوزم ها دانه هاي بسيار کوچکي هستند که در همه سلول ها وجود دارند. ريبوزوم ها محل هاي ساخته شدن پروتئين در سلولها هستند. ريبوزوم ها اغلب روي شبکه آندوپلاسمي قرار دارند. 

 

  شبکه آندوپلاسمي :

لوله هاي منشعب و باريکي هستند که در سرتاسر سيتوپلاسم کشيده شده اند و در بعضي بخش ها حجيم اند و به صورت کيسه درآمده اند. کار شبکه آندوپلاسمي ، توليد کردن و بردن مواد به بخش هاي مختلف سيتوپلاسم است. 

 

  ميتوکندري:

ميتوکندري ها اندامک هاي نسبتاً درشتي هستند که غشاي دو لايه اي دارند. کار ميتوکندري ها آزاد کردن انرژي مواد است. 

 

  واکوئل :

واکوئل ها کيسه هايي هستند که درون بسياري از سلولها جاي دارند. درون اين کيسه ها موادي مانند آب ، مواد غذايي و مواد زايد انباشته مي شود. 

 

  دستگاه گلژي:

اين دستگاه از کيسه هايي تشکيل شده است که روي هم قرار دارند و مجموعاً در ترشح مواد به خارج از سلول نقش دارند. 

 

  ليزوزوم ها:

کيسه هايي هستند که مواد درون آن باعث تجزيه و گوارش مواد مي شوند. کلروپلاست : کلروپلاست ها اندامک هاي سبز رنگي هستند که درون بعضي سلول هاي گياهي وجود دارند. کار کلروپلاست ها انجام عمل فتوسنتز است. 

 

  هسته

هسته بزرگترين اندامک درون سلول است که توسط يک غشاي دو لايه پوشيده شده است که هسته را از سيتوپلاسم جدا مي کند. درون هسته چند رشته بلند و نازک به نام کروماتين وجود دارد. ماده اصلي کروماتين DNA و پروتئين است. جسمي به نام هستک که ريبوزوم ها در آنجا ساخته مي شوند و مايعي به نام شيره هسته نيز درون هسته وجود دارد. هنگامي که سلول ها مي خواهند تقسيم شوند، هر رشته کروماتين مضاعف ، فشرده و ضخيم مي شود و به جسم مشخصي به نام کروموزوم تبديل مي شود. هر کروموزم از دو کرماتيد ساخته شده است . اين دو کروماتيد در محلي به نام سانترومر به هم متصل هستند. 

 

  گوناگوني و سازمان يافتگي سلول ها

  سلول هاي موجود در پيکر موجودات زنده پرسلولي، معمولاً از نظر شکل و کار يکسان نيستند. گروهي از سلول ها که هماهنگ با يکديگر وظيفه خاصي در بدن انجام مي دهند. يک بافت را تشکيل مي دهند مانند بافت هاي عصبي و ماهيچه اي گروهي از بافت ها که با همکاري يکديگر وظيفه خاصي را انجام مي دهند، يک اندام ناميده مي شوند مانند قلب و معده . چند اندام که هماهنگ با يکديگر وظيفه خاصي را انجام مي دهند يک دستگاه را تشکيل مي دهند مانند دستگاه گوارش. 

 

  تقسيم سلول

تقسيم شدن سلول ظاهراً آسان به نظر مي رسد، اما اينگونه نيست که سلول هنگام تقسيم شدن ، بسادگي از وسط دو نيم شود. وقتي که سلولي تقسيم مي شود و دو سلول يکسان به وجود مي آورد، يکي از مشخص ترين وقايع آن تقسيم هسته است. تقسيم هسته سلول به دو هسته همانند، ميتوز نام دارد. در تقسيم ميتوز کروموزمهاي موجود در هسته که قبل از تقسيم مضاعف شده اند، به دو گروه کاملاً مشابه مجزا مي شوند. پس از تقسيم هسته، سيتوپلاسم نيز تقسيم مي شود. هر سلول جديد بايد تمام اجزاي مورد نياز از قبيل هسته، ميتوکندري و غيره را دريافت کند. 

 

  سرطان

در بدن ما عواملي وجود دارد که تقسيم سلولي را کنترل مي کند. گاهي در بعضي قسمتهاي بدن اين عوامل کنترل کننده از کار مي افتند و در نتيجه در اثر تقسيم بيش از حد تعداد زيادي سلول در يک نقطه از بدن جمع مي شوند. اين توده سلول هاي غيرعادي را که دائماً در حال تقسيم هستند تومور مي نامند. تومورها دو نوع اند: بدخيم (کشنده) و خوش خيم (غيرکشنده)

«علوم زيستي» فصل اول

علوم زيستي وبهداشت سال اول


  فصل اول – نگرش علمي و علوم زيستي

 

آدمي اغلب کوشيده است به سؤالات خود درباره ي طبيعت و محيط پيرامون پاسخ دهد. اما به علت کمبود دانش گاهي به خرافات و حدس و گمان روي آورده است. اگر براي يافتن اين پاسخ ها از واقعيت و منطق استفاده کنيم به تفکر علمي نزديک شده ايم.در تفکر علمي بايد براي همه ي پاسخ هايي که ارائه مي دهيم، دليل کافي داشته باشيم. براي درک و مشاهده ي پديده هاي مورد نظرمان از حواس خود و ابزارهاي فيزيکي ديگر استفاده مي کنيم. روش علمي روش علمي روش منطقي است که از مراحل پشت سرهم تشکيل شده است. اين مراحل عبارت اند از :

1 – تعريف مسئله ، 2-جمع آوري اطلاعات ، 3 – فرضيه سازي ، 4 – آزمايش فرضيه ، 5 – ثبت يافته ها ، 6-تغيير يافته ها، نتيجه گيري و نظريه سازي ، 7 – انتشار گزارش

 

 


علوم زيستي

علوم زيستي مجموعه علومي است که منجر به شناخت علمي موجودات زنده و عوامل مؤثر بر آنها مي شوند. علوم زيستي شاخه هاي مختلف دارد. اين شاخه ها را مي توان در دو گروه جاي داد: علوم زيستي پايه اي و علوم زيستي کاربردي، پژوهش هاي علوم زيستي پايه اي براي شناخت قوانين حکم بر پديده هاي زيستي صورت مي گيرد . مانند تحقيق درباره ي چگونگي انتقال صفات ارثي از والدين به فرزندان بدون در نظر گرفتن کاربردهاي آن در زندگي ، پژوهش هاي علوم زيستي کاربردي به منظور استفاده انسان از پديده هاي زيستي، براي زندگي بهتر صورت مي گيرد مانند استفاده از قوانين وراثت براي توليد گياهان يا جانوراني که مشخصات مطلوبي دارند.
علوم زيستي با علوم ديگر نيز ارتباط دارد. پژوهشگران علوم زيستي هنگام تحقيق درباره جانداران از موضوع هاي مختلف بهره مي برند. شيمي و فيزيک از علومي هستند که بيشترين کاربرد را در علوم زيستي دارند. 

 

خود آزمايي

1 – روش علمي با کدام مرحله آغاز مي شود؟

الف ) فرضيه سازي
ب) تفسير يافته ها
ج) ثبت يافته ها
د) تعريف مسئله 

 

  2 – استفاده از پديده هاي زيستي براي ايجاد زندگي بهتر در کدام شاخه از علوم زيستي بررسي مي شود؟

الف ) رويان شناسي
ب) علوم زيستي پايه اي
ج) علوم زيستي کاربردي
د) بوم شناسي 

 

  3 – منظور از فرضيه چيست؟

الف) نظريه دانشمندان در مورد يک موضوع خاص
ب) تفسير يافته ها، نتيجه گيري و نظريه سازي
ج) حدس و گماني که بر پايه اطلاعات بدست آمده درباره علت پديده اي زده مي شود د) روش علمي 

 

  4 – روش علمي با کدام مرحله خاتمه مي يابد؟

الف) ثبت يافته ها
ب) انتشار گزارش
ج) تعريف مسئله
د) آزمايش فرضيه 

 

  5- علوم زيستي با کداميک از علوم زير ارتباط بيشتري دارد؟

الف) فيزيک و شيمي
ب) رياضي و پزشکي
ج) شيمي و رياضي
د) رياضي و فيزيک

درس پنجم

  الدرس الخامس : درس پنجم

كلمه ها و تركيب هاي تازه
اثَر : ترجيح داد
كسري : لقب پادشاهان ساساني
الأرخصْ : ارزان تر
الْكُمّ : آستين
الْالبسته : جمع لباس ، جامه
السابقون : جمع سابق ، پيشتاز
الامارة : فرمان دهنده
الشفيق : مهربان
البديع : عالي‌، زيبا
قَسمَ : قسمت كرد
البزّاز : لباس فروش
اللاّحِقُونَ : جمع لاحق
البُكاء : گريه
الناصح : نصيحت كننده
الْنباتْ : جمع بنت ، دفتر
غَسَل : شست
تروّحَ : خود را خنك كرد
الْقميص : پيراهن
جفّف : خشك كرد
الشّباب : جواني
الحبْل :‌طناب
صوّر : ترسيم كرد
الحّر :‌گرما
واحُزناه : چه اندوهي
الخَضراء : سبز
هكذا :‌اين چنين
الدقائق : دقيقه
الرّغباتْ : جمع
الرّغبه : شور
السّندس : نوعي پارچه ابريشمي

 

  قواعد درس پنجم :
ساير انواع مشتق :

1. اسم فاعل
2. اسم مفعول (توضيح داده شد)
3 - اسم زمان : اسمي است كه بر زمان وقوع فعل دلالت مي كند.
4 – اسم مكان : اسمي است كه بر مكان وقوع فعل دلالت مي كند
اسم زمان و مكان هر دو بر يك وزن مي آيد. اسم مكان و اسم زمان بر وزن مَفْعَلْ و مَفْعِلْ مي آيد مانند :
اسم زمان : مَغْرِبْ ، مَشْرِقْ، مَبْدأ
اسم مكان : مَسْجِدْ، مَطْبَخْ ، مسْكَن
5 – صفت مشبهه : بر دارنده صفتي نسبتاً پايدار دلالت مي كند و مانند صفت مطلق يا ساده فارسي است. مهمترين وزن هاي صفت مشبهه عبارتند از :
فعيل : فَعِل ، فَعْل، فَعْلانِ
شريف، كَسَلِ ، صَعْب ، عطشان
6 – اسم مبالغه : بر زياد بودن يك صفت در انسان يا بسيار پرداختن بدان دلالت مي كند مهمترين وزنهاي اسم مبالغه عبارتند از :
فعّال، صيّار، غفّار
فعّالة ، علّامة ، أمارة
7- اسم تفضيل : اسمي است كه نمايانگر كمتر يا زيادتر بودن صفتي در فردي يا شيئي نسبت به ديگري است . اسم تفضيل در زبان عربي معمولاً بر وزن اَفْعَلْ است. اين وزن در جمله هم براي مذكر و هم براي مؤنث بكار مي رود.
حسينٌٍ اكرمُ من رحيمٍ
مريمٌ اَكْرمُ مِنْ فاطمة
اما وزن فُعْلي فقط براي مؤنث بكار مي رود مانند :
حُسْني ، كُبْري، عُظْمي 

 

  ويژگيهاي فردي - نقش آن در جمله

بررسي ويژه گيهاي فردي هر كلمه بدون در نظر گرفتن موقعيت آن در جمله در زبان فارسي تجزيه نام دارد و در عربي التحليل الصرّفي
بررسي نقش هر كلمه با توجه به موقعيت آن در جمله در زبان فارسي تركيب نام دارد و در عربي الاعراب سپس بنابراين بايد براي هر كدام از اقسام كلمه در الاعراب و التحليل الصرفي موارد زير را بايد تشخيص دهيم.
اسم : مفرد يا مثني يا جمع ( عدد) – مذكر يا مؤنث جنس – مشتق يا جامد – و نقش اعراب آن در جمله (فاعل، مفعول ، مبتدا….)
فعل : ماضي يا مضارع يا امر، صيغه (غائب ، مخاطب، متكلم ) مجرد يا مزيد …….نقش آن در جمله و اشاره به فاعل آن
حرف : نوع آن و …. 

 

  تجزيه و تركيب به ما كمك مي كند كه :

1. هر يك از كلمات را درست بشناسيم
2. موقعيت هر كلمه را در جمله تشخيص دهيم
3. مفهوم جمله را درست درك كنيم 

 

    تست هاي كنكوري درس 5 :

1 – ترجمه ي كدام گزينه صحيح نيست؟
الف)‌هُوََ يتَرّوحُ بكُمِّهِ : او آستينش را خشك مي كند
ب) هلْ عنْدِكَ قميصٌ لي ؟ آيا پيراهني براي من داري ؟
ج) هُوَ يفرِحُ زيارة بنتة فاطمة ؟ او با ديدار دخترش فاطمه خوشحال مي شود
د) و لله المشرقُِ و المغربُ : مشرق و مغرب از آن خداست

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) الالبسة : ظرف ها
ب) رنّان : طنين انداز
ج) البديع :‌نو
د) شَطَرَب : احساس كرد

3 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) طلعة :‌سيما
ب) غَسَلَ :‌بهشت
ج) علِمَ ب : پي برد
د ) هكذا :‌بنابراين

4 – كدام گزينه صفت مشبهه است ؟
الف)‌مُرسلين
ب) مشرق
ج) بشير
د) رنّان

5 – كدام گزينه اسم زمان است؟
الف) عظمة
ب) مَغرِب
ج) الحاكم
د ) عطّار

6 – كدام گزينه اسم مكان است؟
الف)‌مطْبخ
ب) غَضبان
ج) امّارة
د) لاحِقُون

7- كدام گزينه اسم مبالغه است؟
الف) اَحْسَنْ
ب) ناصحين
ج) كذّاب
د) مشرِق

8- كدام گزينه اسم تفضيل است؟
الف) اعظم
ب) صغير
ج) معبد
د) مجروح

9- كدام گزينه ترجمه صحيح (لطيف) است؟
الف) مهرباني
ب) مهربان
ج) مهرباني كرد
د) محبت

10 – كدام گزينه ترجمه صحيح (اَفْضَل انسانٍ) است.
الف) انسان برتر
ب) انسان فاضل
ج) فضيلت انسان
د) برترين انسان

11 – كدام گزينه در مورد تجزيه ( تعلّموا) در جمله (تعلّموا القرآن فانّهُ احسنُ الحديث) صحيح نيست؟
الف) فعل امر، ثلاثي مزيد
ب) براي جمع مذكر مخاطب
ج) از باب تفعّل
د) فعل ماضي از باب تفعيل

12 – كدام گزينه در مورد تركيب (الطّالبُ) در جله ( نجَحَ الطّالبُ) صحيح است.
الف) مبتدا و مرفوع
ب) فاعل و مرفوع
ج) خبر و مرفوع
د) مفعول به و منصوب

13 – كدام گزينه در مورد تركيب ( ربيعُ) در جمله (القرآن ُربيع القلوب) صحيح است.
الف) مبتدا و خبر
ب) فاعل و مرفوع
ج) خبر و مرفوع
د) جار و مجرور

14 – كدام گزينه در مورد تركيب (بزيارة) در جمله (هوَ يفرحُ بزيارةٍ بنْتةِ فاطمة ) صحيح است؟
الف) مفعول به و منصوب
ب) فاعل و مرفوع
ج) جار و مجرور
د) مبتدا و مرفوع

درس چهارم

  الدرس الرابع : درس چهارم

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
الْاجيال : جمع جيل ، نسل
اتْبَعَدَ : دور شد
ابتلَعَ : بلعيد
خلّصَ : رهايي بخشيد
الاليم : دردناك
الذّهب : طلا
الاليم : دردناك
النجدة : كمك
أنْفَقَ : انفاق كرد
الْمَملوءَة : پر، سرشار
لا يُنفقونها : آن را انفاق نمي كنند
المتفضّلُ :‌كرم ، بخشنده
تضرّعَ : التماس كرد
الْمُستَسْلِمُ : مطيع ، فرمان بردار
الحافظ: نگهدارنده
المَغتصبة : غصب شده
دلّ –ُ: راهنمايي كرد
زَهَق َ: نابود شد
فرَجَ في زينتة : با جلال و شكوه بيرون آمد
السائر :‌سيركننده ، حركت كننده
الصّانع :‌سازنده
عاقب : مجازات كرد
ليْتَ : كاش
المعاصي : جمع معصيه ، گناه
معتذراً : عذرخواهانه
يكْتُرونَ الذّهب و الفّضة : طلا و نقره جمع مي كنند

 

  قواعد درس چهارم :
اسم ها به دو گروه تقسيم مي شوند:

1. مشتق
2. جامد
1 – مشتق اسمي است كه از كلمه ديگري گرفته شود مانند : كاتب ، مكتوب، مكتب و مكتبة كه از كَتَبَ گرفته شده اند.
2 – جامد اسمي است كه از كلمه ديگري گرفته نمي شود . مانند :‌قلم ، دفتر ، طلا ، سقف 

 

  انواع اسامي مشتق :

1. اسم فاعل
2. اسم مفعول
3. اسم زمان
4. اسم مكان
5 – صفت مشبهه
6 – اسم مبالغه
7- اسم تفضيل

1 – اسم فاعل برانجام دهنده يا دارنده حالتي بودن دلالت مي كند و معادل آن در فارسي معمولاً صفت فاعلي يا اسم فاعل است.
اسم فاعل از ثلاثي مجرد بر وزن فاعل ساخته مي شود
مانند نَصَرَ --> ناصر
كَتَبَ --> كاتِب
اسم فاعل از فعل هاي مزيد به شكل زير ساخته مي شود.
مُب+ مضارع بدون ي + كسره ما قبل آخر مانند :
يُرشِدُ --> مُرشدِ
يَتَحوّلُ --> متحوّل
يَنْسجِمُ --> مُنسَجِمْ
يَسْتَخْدِمُ --> مُستَخْدِمْ
1 – اسم فاعل برانجام دهنده يا دارنده حالتي بودن دلالت مي كند و معادل آن در فارسي معمولاً صفت فاعلي يا اسم فاعل است.
اسم فاعل از ثلاثي مجرد بر وزن فاعل ساخته مي شود
مانند نَصَرَ --> ناصر
كَتَبَ --> كاتِب
اسم فاعل از فعل هاي مزيد به شكل زير ساخته مي شود.
مُب+ مضارع بدون ي + كسره ما قبل آخر مانند :
يُرشِدُ --> مُرشدِ
يَتَحوّلُ --> متحوّل
يَنْسجِمُ --> مُنسَجِمْ
يَسْتَخْدِمُ --> مُستَخْدِمْ   

 

  تست كنكوري درس 4 :

1 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) اللهم خلقنا من شرّ هذا الطاغوت : خدايا مرا از شر اين سركش نجات بده
ب) هذه عاقبة المكذّبين . اين سرانجام تكذيب كنندگان است
ج) اللهُ غافِرُ كلّ ذنبٍ . خدا آمرزنده هر گناهي است
د) تفرّعْتُ الي ربّي معتذراً . با التماس به پروردگارم عرض كردم

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) ايْتلع : بلعيد
ب) الاجيال : نسل ها
ج) الحافظ : نگهدارنده
د) الصانع : مصنوعي

3 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) الاليم : دردناك
ب) كنَزَ : گمان كرد
ج) الدليل : راهنما
د) صاحب الجلالة : اعلي حضرت

4 – كدام گزينه مشتق است ؟
الف) دفتر
ب) قلم
ج) كاتب
د) لوْح

5 – اسم فاعل از ثلاثي مجرد چگونه ساخته مي شود؟
الف) بر وزن فاعل
ب) با آوردن (مُُ) بر سر مضارع ج) بر وزن مفعول
د) با مكسور كردن حرف ما قبل آخر مضارع

6 – اسم مفعول از ثلاثي مجرد چگونه ساخته مي شود؟
الف) بر وزن مفعول
ب) با برداشتن (ي) از ابتداي فعل مضارع
ج) بر وزن فاعل
د) با آوردن مُب بر سر مضارع

7 – كدام گزينه از روش هاي ساخت اسم فاعل از ثلاثي مزيد نيست؟
الف) از فعل مضارع ساخته مي شود
ب) به جاي حرف مضارع ميم مفهوم (مُ) مي آيد
ج) حرف ما قبل آخر مكسور مي شود
د) از فعل ماضي ساخته مي شود

8- كدام گزينه از روش هاي ساخت اسم مفعول از ثلاثي مزيد نيست؟
الف)‌از فعل مضارع ساخته مي شود
ج) حرف ما قبل آخر مفتوح مي شود
د) به جاي حرف مضارع به مفهوم (مُ) مي آيد
9- كدام گزينه اسم فاعل نيست؟
الف)‌عالَمينَ
ب) طالبينَ
ج) حافظون
د) ناظِران

10 – كدام گزينه اسم مفعول نيست؟
الف) مملوء
ب) مملوءة
ج) ظالم
د) مظلوم

11 – كدام گزينه اسم فاعل نيست؟
الف) مُتفضَّل
ب) مُغْتصبه
ج) مُضفين
د) مُشاهِدون

12- كدام گزينه اسم مفعول نيست؟
الف) مستضعفون
ب) مُنسجم
ج) مخاطبين
د) محكمات

13 – كدام گزينه جمله (فانظروا كيف كان عاقبة .....) را كامل كنيد؟
الف)شاهداً
ب) نذيراً
ج) المكذّبين
َد) سيروا

14 – كدام گزينه در مورد (شاهد – مُشاهد) صحيح نيست؟
ذ الف) هر دو اسم فاعل هستند
ب) هر دو از يك ماده (ريشه) هستند
ج) شاهد از ثلاثي مجرد ساخته شده است و مشاهد از ثلاثي مزيد
د) شاهد اسم فاعل است و مشاهد اسم مفعول

15 – كدام گزينه جامد است؟
الف) قاتِل
ب) مَشْمول
ج) مُشْرك
د) عالَم 

درس سوم

  الدرس الثالث : درس سوم

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
اَسِف : متأسفم
الرخيص :‌ارزان
الْأخْدية : كفش
السّجادة : قاليچه
اِسْتَقْبََلَ :‌استقبال كرد
علّقَ : آويخت
اِسْتَيْقَظَ : بيدار شد
غداً :‌فردا
أصْبَحَ : شد، گرديد
المثالي : نمونه، الگو
اَقْبَلَ : روي آورد
الْمحرْقة : سوزان
اتْعقد : برگزار شد
الأسْوةَ :‌نمونه
الأنيقة : شيك
تَوَضّأ : وضو گرفت
الْبائع : فروشنده
الْمُسترحيّة :‌نمايش نامه
بائع الصّحف : روزنامه فروش
مَنِحَ –َ: بخشيد
الباهظ : گران
النّذير : هشدار دهنده
الْبشير : بشارت دهنده
الوسام : نشان
تكامَلَ : تنبلي كرد
هيّأَ : ساخت ، آماده كرد
الثّمن : قيمت
ثَمْنُه باهظ : قيمتش گران است
حبّب : خوشايند ساخت

 

  قواعد درس سوم
معرفي باب تفعُّل : تفاعُل ، افتعال ، انفعال ، استفعال

اولين صيغه ماضي اولين صيغه مضارع مصدر حروف زائد
تَفَّعَلَ يَتَفَعَّلُ تَفَعُّلْ ت - ع
تعلم يتعلم تعلم ت - ل
تَفاعَلَ يَتَفاعَلُ تَفاعُل ت - ا
تواضع يتواضع تواضع ت - ا
افْتَعَلَ يَفْتَعِلُ افتعال ا - ت
احترم يحترم احترام ا - ت
انْفَعَلَ يَنْفَعِلُ انفعال ا - ن
انجمد ينجمد انجماد ا - ن
استَفْعَلَ يَستَفْعِلُ استفعال ا - س - ت
استخرج يستخرج استخراج ا - س - ت

 

 

  براي ساختن فعل امر : ابتدا حرف مضارع (ت) را از سر فعل مضارع مخاطب بر مي داريم سپس در صورت نياز بر سر فعل همزه مي آوريم. آنگاه حركت همزه را مشخص مي كنيم و در پايان از آخر فعل نون يا ضمه را حذف مي كنيم (غير از صيغه جمع مؤنث)

تَتَعلّمُ --> تَعَلّمْ
تتواضَعُ --> تواضَعْ
تَحْتَرِمُ --> احْتَرَمْ
تَسْتَخْرِجُ --> اِسْتَخْرِجْ 

 

  تستهاي كنكوري درس سوم :

1- ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) اسْتقبَلَهُ المديرُ بحفاوةٍ . - مدير به گرمي از استقبال كرد
ب) نحنُ اَجتمعْنا هنا لتكريم تلميذٍ مثاليّ .- ما براي بزرگداشت دانش آموزي نمونه در اين جا جمع شده ايم.
ج) هلْ تعْرفين بائعَ الصّحفِ؟- آيا روزنامه فروشي را مي شناسي؟
د) هيّأ نفْسَهُ للذّهابُ - خودش براي رفتن آماده شد

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) النّاجح :‌موفق
ب) علّقَ : معلق ماند
ج) الوسام : مدال
د) عُنُق : گردن

3 - ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) تكامَلَ : تنبلي كرد
ب) الصُّحُف : روزنامه ها
ج) الرّخيص : گران
د) المسرحيّه : نمايش نامه

4 – كدام گزينه از باب تفاعل است؟
الف) انْتخبْ
ب) يشْتَغِلُ
ج) يَتكاسَلونَ
د) تتأمّلُ

5 – كدام گزينه از باب انفعال است؟
الف) اسْتكْبَرَ
ب) اجْتَمعنا
ج) يَتساقَطُ
د) يَنْبَسِطُ

6 – كدام گزينه از باب افتعال است ؟
الف) يَسْتَمعُ
ب) كفّر
ج) ينْقلِبُ
د) اَرْسَلْنا

7 – كدام گزينه از باب تفعل است ؟
الف) اسْتغْفروا
ب) سبّح
ج) أنْذِر
د) تتقدّمُونَ

8- كدام گزينه از باب استفعال است ؟
الف) يتحدثانِ
ب) يَسْتكبرونَ
ج) يَفْتَخِرُ
د) اكْتَسبْنا

9 – كدام گزينه فعل امر مفردند كه مخاطب از تقدّم است؟
الف) اقدّمْ
ب) تقدّمْ
ج) قدَّمْ
د) تَقدّمي

10 – كدام گزينه فعل امر مثني مؤنث مخاطب از تقابَلَ است؟
الف) تقابلا
ب) تقابَلوا
ج) قابلا
د) اقابلا

11 – كدام گزينه فعل ماضي مفرد مؤنث غايب از احْتَملَ است؟
الف) احْتَمِلْتَ
ب) احْتملا
ج) احْتَمِلَتْ
د) احْتَملْنَ

12- كدام گزينه فعل مضارع منفي مفرد مذكر غائب از انْقلب است؟
الف) لا يَنقَلِبُ
ب) لا نَنْقَلِبُ
ج) ما يَنْقَلِبُ
د) لا يَنقَلِبانِ

13 – كدام گزينه فعل امر جمع مذكر مخاطب از استَقْبَلَ است؟
الف) اسْتَقْبلوُا
ب) اسْتَقْلِبوا
ج) اِسْتَقْبِلْنَ
د) اسْتَقْبِلي

14 – كدام گزينه ثلاثي مزيد است؟
الف ) رَجَعوا
ب) يَشْعرون
ج) اعتَمدَ
د) طرَفْتُمْ

15 – كدام باب سه حرف زايد دارد؟
الف) استفعال
ب) تفعل
ج) انفعال
د) تعامل

درس دوم

 الدرس الثاني : درس دوم
زيارةٌ الحبيب :‌ديدار محبوب

كلمه ها و تركيب هاي تازه
اَسْلَمْ : اسلام آورد . مسلمان شد
طَرَق َ: زد ، كوبيد
أفرغَ : فرو ريخت
عفواً : ببخشيد
افرغْ علينا صبْراً :به ما صبر عطا كن
فاحَ – يَفوحُ : پراكنده شد
بَعْدَ قليلٍ : اندكي بود
قِبلَ : طرف، سمت
تَفَضّل : بفرما
قدِرَ : توانست
الْجزيل : فراوان
كلّمَ : صحبت كرد
شُكراً جزيلا : بسيار متشكرم
النّص : متن
حبيب : محبوب
نَفِدَ : تمام شد
الرّعاية : توجه
نهَضَ : برخاست
ذات ليْلة : شبي
هنيئاً : گوارا باد
سُمَحَ –َ: اجازه داد
يا للسّعادة : چه سعادتي
العجوز: پيرزن
ختَشّ : جستجو
قَرَنَ : نام قبيله اي در يمن
القلق : نگران
القليل : كم ، اندك
السّنين : جمع سنة ، سال

 

  قواعد درس دوم : ثلاثي مجرد و ثلاثي مزيد :

در زبان فارسي گاهي از فعلها و اسمهاي موجود، فعلها و اسمهاي جديدي، با مفاهيم جديد مي سازيم (مثلا : خنديد) يك فعلي است كه داراي معني معيني است با اضافه كردن پسوند (افيد) به آن فعل جديد (خندانيد) را مي سازيم كه با معني (خنديد) تفاوت دارد.
مي خندد --> مي خنداند
خواهد خنديد --> خواهد خندانيد
بخند --> يخبندان
در زبان عربي نيز از فعلهاي موجود و فصلهاي ديگري با مفاهيم جديد مي سازند و اين عمل را به كمك فرمولها و وزنهاي خاصي انجام مي دهند و اسم هر كدام از اين فرمولها ( باب ) مي گذارند. مثلاً (ضََحِكَ) فعل ماضي به معني (خنديد) است اگر بر سر اين فعل (أ) بياوريم و حركت حروف (ضَحِكَ) را تغيير بدهيم فعل جديد (اَضْحَكُ) ساخته مي شود كه معني آن (خندانيد) است. به عبارت ديگر براي ساخت (أَضْحَكَ) از وزن (أَفْعلَ) استفاده مي كنيم. اين (أَضْحَكَ) اولين صيغه ماضي است و بقيه صيغه هاي آن را مي توانيم صرف كنيم. براي ساختن اولين صيغه مضارع اين باب از وزن (يُفْعِلُ) استفاده مي كنيم و مثلاً فعل مضارع (يُضْحِكُ) را مي سازيم (يُضْحِكُ) اولين صيغه ي مضارع است و بقيه صيغه هاي آن را مي توانيم صرف كنيم مانند : يُضْحِكُ ، يُِضحكمانَ ، يُضْحِكونَ
براي ساختن مصدر اين باب از وزن (افعال) استفاده مي كنيم و مثلاً مصدر (اضْحاك) را مي سازيم . وزن اولين صيغه ماضي و اولين صيغه مضارع و مصدر اين فعل را مجموعاً (باب افعال) مي ناميم پس فرمول (باب افعال) به شكل زير است.
اولين صيغه ي ماضي :أَفْعَلَ
اولين صيغه ي مضارع : ُفْعِل
ُمصدر : افْعال
به فعل هايي كه بدين ترتيب با افزودن يك يا چند حرف به ريشه فعل ساخته مي شوند ثلاثي مزيد مي گويند. به عبارت ديگر ثلاثي مزيد فعلي است كه اولين صيغه ي ماضي آن علاوه بر سه حرف اصلي يك يا چند حرف زايد نيز دارند. مانند :
(أَضْحَكَ) غير از سه حرف (ض ح ك ) كه حروف اصلي هستند يك حرف ديگر هم دارد (اُ) كه حرف زايد ناميده مي شود.
اما ثلاثي مجرد فعلي است كه اولين صيغه ماضي آن حرف زايد ندارد و فقط از سه حرف اصلي درست شده است : مانند : ضَحِكَ 

 

  معرفي باب تفعيل

اولين صيغه ماضي : فَعّلَ (علّمَ)
اولين صيغه مضارع : يُفَعّلُ (يُعلّم)ُ
مصدر : تفعيل (تعليم) 

 

  معرفي باب مفاعلة

اولين صيغه ماضي : فاعَلَ (جاهَد)َ
اولين صيغه مضارع : يُفاعِلُ (يُجاهِد)ُ
مصدر : مُفاعلة ، فعال (مُجاهدَة ، جهاد)
مصدر فعلهاي ثلاثي مزيد وزن معيني دارند به عبارتديگر قياسي هستند. اما مصدر فعلهاي ثلاثي مجرد وزن معيني ندارند و به عبارت ديگر سماعي هستند. 

 

  تست هاي كنكوري درس دوم :

1- ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) قد اسمتُ منذ مدّةِ : از مدتي پيش اسلام آورده ام
ب) لَقد نَفِدَ صبري : صبرم تمام شده است
ج) قَرُبَ من مدينة النبي : از شهر پيامبر (ص) مديه دور شد.
د) ربّنا اَفْرغ عَليْنا صبْراً : اي پروردگار ما به ما صبر عطا كن

2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟
الف) الجزيل : ناچيز
ب) الحبيب :‌محبوب
ج) ذاتَ ليلةٍ : شبي
د) السّنين :‌سال ها

3– كدام گزينه ثلاثي مجرد است؟
الف) يَخْرُجُ
ب) يُخْرِجُ
ج) أَخْرَجَ
د) أِخراج

4 – كدام گزينه از باب افعال است؟
الف) علموُا
ب) يَعْلَمُ
ج) اعْلَمْ
د) علّمَ

5 – كدام گزينه از باب افعال است؟
الف) هاجَروا
ب) أَرْسَلْنا
ج) تُكذّبانِ
د) صدّقَ

6 – كدام گزينه از باب مفاعله است ؟
الف) انزلنا
ب) نزّلْنا
ج) جاهدوا
د) أَخْطَاْتَ

7 – كدام گزينه از باب تفعيل است؟
1. تُجاهدينَ
2. تُسبّحُ
3. اَحْسنْتُمْ
4. يطعَمون

8 – ميزان براي تشخيص حروف زايد و باب ها كدام صيغه است؟
الف) اولين صيغه ي مضارع
ب) هفتمين صيغه امر
ج) مصدر
د) اولين صيغه ي ماضي

9 – ميزان براي تشخيص ثلاثي مزيد و ثلاثي مجرد كدام صيغه است؟
الف) اولين صيغه مضارع
ب) اولين صيغه نهي
ج) اولين صيغه ماضي
د) اولين صيغه امر

10 – كدام گزينه ، مصدر ثلاثي مزيد نيست؟
الف) نزُول
ب) مُجاهدة
ج) جهادِ
د) انْزال

11 – كدام گزينه نمي تواند جمله (اَنْتَ ….) را كامل كند؟
الف) تُساعِدَُ
ب) ساعَدْتَ
ج) تلميذٌ
د) يُساعِدُ

12 – كدام گزينه در موقع ساختن فعل امر به همزه نياز دارد؟
الف)‌تَعَلّمُ
ب) تُكِْرمُ
ج) تُجاهِدُ
د) تُجاهدينَ

13 – همزه فعل امر كدام باب مفتوح است؟
الف) افعال
ب) تفعيل
ج) مفاعلة
د) تفعيل و مُفاعلة

14 – كدام گزينه نمي تواند جمله (هيَ ….) را كامل كند؟
الف) تُعلّمُ
ب) علّمتْ
ج) يُعلّمُ
د) تلميذةٌ

15 – كدام گزينه جمله اَنْتُنَّ …. في الصّلاة را كامل مي كند؟
الف) تُشاركونَ
ب) يُشاركونَ
ج) تُشارِكْنَ
د) يُشاركْنَ

درس اول

الدرس الاول – درس اول :

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
َاشارَ : اشاره كرد
اُشير اليها بخطّ : با خط به آن اشاره شد
الحَقَ :‌ملحق كرد
الحقْني بالصّالحين : مرا به درستكاران ملحق كن
الْأَهْل : شايسته
الْجوارح : اعضاي (بيروني) بدن
قوّ علي خدْمَتِكَ جوارجي :‌اعضاي بدن را براي خدمت خودت توانمند كن
الْجواريح : اعضاي (دروني) بدن
اَشْدُدْ علي العزيمة جوانحي : اعضاي بدن مرا براي برخورداري از عزمي محكم ، استوار بدار
الْحُكم‌:‌حكمت
السّابغ : فراخي دهنده
يا سابغَ النّعم : اي بخشنده نعمت هاي فراخ
المأمونة : روان و سليس
عيّن : تعيين كرد
المُسْتوحشين : جمع مستوحش ، وحشت زده
نَصَبَ –ِ:‌قرار داد
نَصَبْتُ وجهي : روي آورده ام
النّقم : جمع نقمه : بلا ، بدبختي
اليكَ : به سوي تو
العزيمة : اراده قوي
وَهبَ – يَهَبُ : عطا كرد ، بخشيد
شدّ – شِدّ : نيرومند ساخت
قويّ ، يقوّي : توانمند كرد
هَبْ – وَهَب : علامت --> يعني مراجعه كن به معني وَهَبْ
هَبْ لي : به من عطا كن

 

  فعل ماضي :
فعل ماضي از يك ريشه (ماده ، بن ) به علاوه تعدادي «ضمير» ساخته مي شود.

صرف فعل ماضي : 

                  مفرد مثني جمع
غايب مذكر    ذَهَبَ ذهبا ذهبوا
مؤنث           ذَهَبَتْ ذهبتا ذَهَبْنَ
مخاطب مذكرذَهبتَ ذهبتا ذهبتم
مؤنث           ذَهَبتِ ذهبتما ذَهبتُنَّ
متكلم         ( ذهَبْتُ - ذَهَبْنا) 

 

  فعل مضارع : فعل مضارع ، علاوه بر ريشه و ضمير تعدادي علامت ديگر هم دارد
صرف فعل مضارع :

  مفرد مثني جمع
غايب مذكر يَذهبُ يَذهبانِ يذهبون
غايب مؤنث تَذهبُ تَذهبانِ يَذهَبْنَ
مخاطب مذكر تَذهَبُ تَذهبانِ تَذهبون
مخاطب مؤنث ذتَذهبينَ تَذهبانِ تَذهَبنَ


متكلم ( اذْهَبُ – نَذْهبُ) 

 

  فعل امر : در فعل امر، حروف مضارع پوشانده شده و به جاي آن يك حرف «ا» گذاشته مي شود و حرف «نون» نيز جز صيغه مؤنث جمع حذف مي شود .
صرف فعل امر

  مفرد مثني جمع
غايب مذكر _ _ _
غايب مؤنث _ _ _
مخاطب مذكر اِذْهَبْ اِذهَبا اِذهَبوا
مخاطب مؤنث اِذهَبي اِذهَبا اِذهبنَ


متكلم ( _ _ ) 

 

  همزه فعل امر در بعضي از فعل ها كسره (-ِ) و در بعضي از فعل ها ضمه (-ُ) دارد.
مانند اذْهَبْ – اِجْلِسْ – اُكْتُبْ
اگر حرف دوم اصلي مضارع (عين الفعل ) ضمه (-ُ) داشته باشد همزه امر نيز ضمه (-ُ) خواهد داشت در غير اين صورت كسره (-ِ) خواهد داشت.
هر گاه حرف «لا» مقابل فعل هاي مضارع مخاطب قرار گيرد، تنها در پي تغيير دادن آخر فعل است.
صرف فعل نهي :

  مفرد مثني جمع
غايب مذكر _ _ _
غايب مؤنث _ _ _
مخاطب مذكر لاتَذهَبْ لاتَذهبا لاتَذهبوا
مخاطب مؤنث لاتَذهبي لاتَذهبا لاتَذهبنَ


متكلم ( _ _ ) 

 

  ضمير- اسم اشاره – صرف ضميرها

  مفرد مثني جمع
غايب مذكر هو هما هم
غايب مؤنث هي هما هُنَّ
مخاطب مذكر انتَ انتما انتم
مخاطب مؤنث انتِ انتما انتُنَّ


متكلم ( أنا - نحنُ ) 

 

  روش ساختن فعل امر حاضر:

فعل امر حاضر از مضارع مخاطب مي سازيم و براي اين كار 4 عمل انجام مي دهيم:
1. حرف (ت) را از سر مضارع مخاطب بر مي داريم
2. در صورت نياز بر سر فعل همره (ا) مي آوريم ( درصورتي به همزه نياز داريم كه بعد از حذف «ت» فعل با سكون شروع شود)
3. به اين همزه( ا) حركت مي دهيم اگر حرف اصلي دوم فعل ضمه «-ُ» داشته باشد به اين همزه نيز ضمه «-ُ» ميدهيم در غير اين صورت كسره مي دهيم.
4. ضمه «-ُ» يا نون را از آخر فعل حذف مي كنيم (غير از صيغه جمع مؤنث) مانند: تذهَبُ --> ذْهبُ --> اذهبُ--> اذْهبُ--> أذهَبْ
تُجلسانِ --> جْلسان --> اجْلسان --> اجْلسانِ --> اجْلسا
تكتُبونَ --> كْتُبونَ --> اكتُبونَ --> اُكْتبونَ --> اُكتُبوا
تذْهبنَ-->ذْهبينَ --> اذْهبينَ --> اذْهبينَ --> اذْهبي
تُعَجّلونَ --> عَجّلونَ به همراه «ا» نيازي نيست --> عجّلوُا 

 

  وزن :

اغلب كلمات عربي غالباً سه حرف اصلي دارند. براي پيدا كردن وزن هر كلمه در عربي به جاي حروف اصلي آن كلمه به ترتيب (ف) ، (ع) ، (ل) قرار مي دهيم و بقيه حروف را عيناً در وزن مي آمديم و حركت سكون همه حروف را نيز عيناً در وزن مي نويسيم.
كَتَبَ --> فَعَلَ
نكْتُبُ--> يَفْعُلُ اَكْتُبْ --> اُفْعُلْ
نأصر --> فاعل عَلِمَ --> فَعِلَ
يَذْهَبُ --> يَفْعلُ اِجْلِسْ --> افْعِلِ
منصور --> مفعول بَعُدَ --> فَعُلَ
يَجْلِسُ --> يَفْعِلُ اذهَبْ --> افْعل
شَهيد --> فَعيل 

 

  جمله اسميه : جمله اي است كه غالباً با اسم شروع مي شود و دو ركن دارد.

ا. مبتدا
2. خبر
مبتدا :‌اسمي است كه غالباً در ابتداي جمله مي آيد و درباره آن خبري مي دهيم.
مانند : الطّالبُ در جلمه : الطّالبُ جالسٌ
خبر : كلمه يا كلماتي است كه غالباً بعد از مبتدا مي آيد و معني جمله را كامل مي كند و درباره مبتدا خبر مي دهد.
مانند : جالس در جمله الطّالبُ جالسٌ
مبتدا و خبر هر دو مرفوع هستند (رفع مي گيرند)
علامت رفع غالباً (-ُيا –ٌ) است.
مانند :‌الطّالبُ(مبتدا) جالسٌ(خبر) 

 

  جمله فعليه : جمله اي است كه غالباً با فعل شروع مي شود و دو ركن دارد :

1. فعل
2. فاعل
فاعل : اسمي است كه كار انجام مي دهد. فاعل نيز مانند مبتدا و خبر مرفوع است. (رفع مي گيرد)
مانند : جلس الطّالبُ علي الكرسيّ .
در بعضي از جمله هاي فعليه علاوه بر فعل و فاعل ، مفعول هم وجود دارد.
مفعول كلمه اي است كه كاربر آن واقع مي شود. مفعول منصوب است (نصب مي گيرد) علامت نصب غالباً (-َيا –ً) است.
كَتبُ(فعل) الطالبُ(فاعل) رسالةً (مفعول) 

 

  تقسيم اسم به مفرد و مثني وجمع :

اسم مفرد :‌كتاب ، قَلَم، محفَظة، مَدْرسة
اسم مثني : انِ : كتابانِ ، قلمانِ ، محفظتانِ ، مدرستانِ
اسم مثني : ين : كتابَيْنِ، قلَمينِ ، محفظتينِ ، مدرستينِ
اسم مذكر : ونَ : معلّم --> معلّمونَ ، مؤمن --> مؤمنونَ
اسم مذكر : ين َ: معلّم --> معلّمين َ، مؤمن--> مؤمنينَ
اسم جمع مؤنث : ات : معلّمة --> معلّمات، مؤمنة --> مؤمنات
اسم جمع مكسر : معلمة --> معلمات ، مؤمنه --> مؤمنات
مكسر : نشانه خاصي ندارد : مانند : كتاب --> كتُبُ ، مدْرسة --> مدارِس